بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

369

خلاصة التجارب ( طبع قديم )

و مقامى خوش‌هوا جهت او تعين فرمودند و در وقت عصر به جهت درويشان برنج چربى و آش نار بار بحضور آوردند حضرت ازو سوال كردند كه هيچ ميل بدين طعام دارى او تبسم كرد و تصور كرد كه با او مزاح مىكنند چه اطبا او را جهت ضعف معده و قوى اكثر بنوماش و كشكاب با ابازير و امثال آن داده بودند حضرت فرمودند كه براستى مىگويم و معالجات ما بنوعى ديگرست از هرچه ترا رغبت مىشود بطلب گفتن فى الجمله بدين طعام ميل دارم او را نشادند و دو قاشق از ان آش ترش و سه قاشق پلاو خورانيدند بعد لحظه خوابانيدند تا قرب نماز خفتن رد نكرد او را كبسى مقوى برس و صبيال شربتى دادند و شب خواب كردند بعد از صباح باز از همان غذا به همان مقدار دادند و آسايش كرد و كم تشنه شدى و اگر شدى اندك آب نيم سرد و مزيدى و خوردى عصر وقت بغذاى رسيده بود قاتق آن سركه دوشاب بدان ميل كرد و بدان عادت بيشتر داشت هفت هشت قاشق از ان به او دادند بىقليه و بوقت خواب همچنان كبسى دادند تا سه روز همين نوع غذا مىدادند و همين شربت شب چهارم بعوض كبسى حبى از كورا چوبى برى دادند سحرگاه او را اسهال شدند جدوار به آب سائيدند شربتى به دو خورانيدند اسهال بر طرف شد و اشتها نيكو شد و غذا از همان انواع مىدادند و شب پنجم هيچ ندادند و شب ششم و هفتم باز كبسى دادند و شب هشتم حبى كورا چوبى برى و بعد از ان يك شب كبسى مىدادند و يك شب هيچ دوا نمىدادند و هر هفته يك حب كورا چوبى برى مىدادند و گاهى در اواسط روز چون بشيرينى ميل كردى اندك عسل با نان به دو دادى همچنين تا پانزده روز و قوت او در سيم چنان شد كه از پهلو بپهلو غلطيدى و بمدد شخصى راه رفتى و تا هفتم چنان شد كه بعصا به راه رفتى و باندك مدد برخاستى روز پانزدهم كمان غلوله انداختى و مرغان را زدى و كمان خود كشيدى و پياده اندك سير كردى و به قدر گوشت گرفتن او پديد آمد و بعد پانزده روز دو روز كبسى ندادندى و چنان در مقدار طعام او مراعات فرمودى كه امتلاى و او خالى نشود هرگاه اندك ضعف در معده دريافتندى اگر روز بودى كه بر بالاى آن غذا كبسى دادندى و بعد بيست روز جهت رفع تشنگى و ترطيب بدن خربزه در ميان روز اندكى دادندى خربزهء شيرين سرده و بعد ازين دوا بر كبسى اقتصار فرمودند در دو سه روز يك نوبت و بعد سى روز خيلى برزم آمد چنانچه چهره از چهره ناقهان ميانه گوشت ماندى و از كمان سخت تير انداختى و در بيستم او را بخور حمام معتدل فرموده‌اند و بعد از ان يك نوبت در هفته بحمام رفتى و لحظه بيش مكث نكردى